نسیم سحر/لاله گون

کمی ساده کمی زیبا کمی این ور تر از کوچه کمی بالاتر از دنیا بیا با من

کمی ساده کمی زیبا کمی این ور تر از کوچه کمی بالاتر از دنیا بیا با من

شعر دلکم وقتی گرفته بود تو خابگا

يكشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۳۰ ق.ظ

چه محتاج نگاه مهربانم.........................چه محتاج نگاهی از سوی یارم

چه ناگفته ها بر دل نهادم.....................چه سوز ناله ها بر دل که دارم

چرا نالیدن من بی صدا بود.....................چرا اشک دل من در خفا بود

چرا در گفتنم گوشی ندیدم....................چرا با مهر خود رویی ندیدم

چرا آن نیشتر بر جان من رفت..................چرا آن زهر خنجر بر ستم رفت

چرا تهمت به جان من نهادند..................چرا شرمی ز تهمت بر نا نهادند

چرا جانم شده لبریز از غم.....................چرا آه از نهادم آید هر دم

چرا با خود نگویم من ز مستی................ز مستی می پرستی راز هستی

چرا یاری چو او را من نگیرم....................چرا آرامش خود ز یاد او نگیرم

چرا آخر من اینگونه هستم....................به دل غمگین و دل افسرده هستم..

-----------------------------------------------------------------------------------------

شبی دل سوی او کردم به زاری..................به فریاد شکسته در گلو، گفتم به آهی

مهربانا، مانده ام در غربت و بی کس و کاری

----------------------------------------------------------------------------------------------

در این سرای بی کسی، قلندران خوش سخن

به نفر و کین و آرزو چه ها که با دلم نمی کنند

پ.ن: برونگرا و خوش حرف بودن اونایی که حرف مفت میزدن 


پ.ن: اشاره به حرف و حدیثایی که تو خابگاها خیلی زود درمیاد..و اینا تا ترم آخر برای من موند

و من تو اوج ناراحتی ...فقط حرف نمی زدم...و اشک می ریختم تنهایی ...من می ریختم تو خودم ناراحتی ام رو

خدایا ممنونم از اینکه همیشه هوامو داشتی 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی